TOops-Net
هر دو سوی جاده تو بودی.از شش جهت در محاصره ی نگاه تو بودم. زمین خانه ی مردگان بود و خورشید مادر . و من کودک تبعیدی تو ، به گناه راست گفتن از درگاه تو دور افتاده ، در خود بانگ تو را می شنیدم ، در خود بانگ تو را می شنوم و فرجام اینهمه بیداد و داد و بازی و فراموشی و خاموشی ، سهل و ساده ، تو بودی و تو هستی و تو خواهی بود ای یار .
سلام کاش همراه سوالا اسم دکتر و شهرتون رو هم بنویسین .. با حال میشه دوستی گفته بود بعد عمل فکش کم باز میشه و اینا ... خب بله . تا 6 ماه بعد عمل منم اذیت میشدم موقع غذا خوردن و اینا .. یعنی اگه شما بهمن ماه عمل کرده باشی دیگه تا وسطای ماه اول تابستون به زندگی عادی برمیگردی . دکتر من (مسگرزاده) می گفت فشار بیخودی رو فک نیار .. شمام نیار .. آخه دست میکنی تو دهن اندازه میگیری چقدر باز میشه ؟؟ اون فک عمل شده مثلا ! یارو فوتبالیسته پاشو عمل میکنه یه رباط طلیبی کش اومده ، 8 ماه از میادین دوره ! این فک کلا جدا شده باز از اول سرهم شده !! این همه تحمل کردی این یه ماه و نیم هم روش .. درست میشه و مثل قبل می تونی راحت باز و بستش کنی . منم بهمن ماه عمل کردم ، تو تیر ماه تقریبا عادی بودم .. حالا نه اینکه هیچ کاری هم با فک نکنی ها ! بیش از حد فشار نیار ؛ زور نزن از حدی که الان باز میشه بیشتر باز کنی که بافتش آسیب ببینه .. منتظر خبر خوب شدن کاملت هستم . این از این .. دیگه هم این که روزبه جان منم استرسم با نزدیک شدن به عمل بیشتر می شد .. حتی صبح روز عمل تو دلم پشیمون شده بودم ... ولی دیگه اتاق عمل آماده بود .. و چه خوب که آماده بود و من پشیمونیم رو به زبون نیاوردم تا یه صورت زیباتری داشته باشم ! مخصوصا تاثیرش رو اونایی که هر دو فک بالا و پایین رو عمل میکنن مثل جادوی سیندرلا ست با یه تفاوت ... دیگه از بین نمیره جادوش !! موفق باشین. سلام 1. در مورد تمرین دادن برای برگشت به حالت عادی فک و اینکه چقدر طول میکشه : به من تمرینی داده نشد .. فقط گفته شد فشار نیار و سعی نکن با فشار تا ته باز کنی فک رو .. البته همون کش های کوچیکی که بعد از عمل بهم دادن که برای کج نشدن فک به دو طرف سیم های ارتودنسی که قبل از عمل رو دندون هام بود وصل کنم خودش از فشار زیاد و باز شدن بیش از حد جلوگیری می کرد منم شاید 1 ماه اول حالا از ترس بود یا چیز دیگه کم باز میکردم ، اما خب نباید تنبل کرد فک رو ، من بعد از 3 ماه راحت بودم اما خود دکتر گفت تا 6 ماه طول میکشه بازگشت به حالت عادی. منم تا 6 ماه از اون کش ها استفاده کردم. 2. وقتی قبل از یه امتحان میان ترم یا کوِئیز عادی آدم استرس میگیره ، خب قبل از هر عملی هم این حس طبیعیه ، منم استرس داشتم . هم اینکه نکنه بد بشه هم اینکه نکنه سالم از زیر عمل بیرون نیام .. ولی به بعد عمل فک کن که کلی حسود پیدا میشه برات .. بس که فک و صورتت خوشگل میشه ! اصلا من میگم از الان برو ثبت احوال برای تعویض اسمت به "سیندرلا" اقدام کن من در خدمت همه دوستان هستم. سلام 1. من از عمل پیوند استخوان به فک اطلاعی ندارم 2. باز کردن سیم ها که دو فک رو به هم بستن هیچ دردی نداره .. آمپول بی حسی هم نمی زنن .. به منم چند نفر گفته بودن سخته و اینا .. هیچم سخت نبود .. کوچکترین دردی هم نداشت. دو تا سوال بود تو کامنتها در جواب سوالی که راجع به درد و بی حسی بعد از عمل فک بود باید بگم از وقتی که فک باز شد تنها مشکل , سختی تکون دادن فک بود چون یک ماه فک بسته بوده و طبیعی هم بود . این حالت تا یک هفته شدید بود . بعدشم چون فک و دندون ها در حالت جدیدی قرار گرفتن , تا یک ماه بعد از باز کردن فک (یعنی 2 ماه بعد عمل) تو جویدن هر چیزی احساس میشه فک داره جا به جا میشه و حالت غیر طبیعیه ولی اینم عادت میشه و همه چی مثل قبل عمل میشه برات... با این تفاوت که صورتت .. مخصوصا لبخندات زیباتر شده اما بی حسی و ورم و درد فقط همون یک هفته ی اول بعد عمل (یعنی همون موقع که فک بسته هست) میاد سراغت .. که دردش از دندون درد هم کمتره فقط اینکه می بینی همه دارن غذا میخورن و تو باید مایعات .. نهایتا سوپ آبکی بخوری , عذاب آوره در مورد سوال بعدی هم بگم که حتما دکتر مسگرزاده می تونه فک شکسته رو مثل روز اول .. حتی بهتر از روز اولش کنه تو همین عمل فک هم , اول فک رو میشکونن بعد هم اینکه خوب تو هر عملی , اگه اشتباهات ناشیانه باشه حتما مشکل پیش میاد اما دکتری که عمل فک رو (که از سنگین ترین و حساس ترین عمل هاست) انجام میده , مطمئنا ناشی نیست و نباید از قطع شدن عصب و فلج شدن ترسید پس با خیال راحت همین الان یه زنگ بزن مطب دکتر مسگرزاده .. یه وقت بگیر .. شب هم با رویای زیباتر شدن بخواب .. رویایی که به همین زودی رنگ واقعیت به خودش میگیره . به منم حتما خبر بده زنگ زدی وقت گرفتی زنده باشی.. سلام از دوستانی که این مدت راجع به عمل فک سوال داشتن و ایمیل فرستادن و من نتونستم جواب بدم عذرخواهی می کنم به شدت درگیر بودم از امروز هر سوالی در این زمینه باشه رو در اسرع وقت همین جا جواب میدم شاید کمتر کسی یادش مونده باشه که سال پیش همچین شبی فینال جام جهانی بوده ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا / خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تورا / التفاتی به اسیران بلا نیست تو را ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تورا / با اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا؟ فارغ از عاشق غمناک نمیباید بود جان من، اینهمه بی باک نمیباید بود همچو گل چندبه روی همه خندان باشی؟/همره غیر به گلگشت وگلستان باشی؟ هرزمان بادگری دست و گریبان باشی؟/زان بیاندیش که از کرده پشیمان باشی جمع با جمع نباشند و پریشان با شی / یاد حیرانی ما آری و حیران باشی ما نباشیم، که باشد که جفای تو کشد؟ به جفا سازد و صد جور برای تو کشد؟ شب به کاشانه ی اغیار نمیباید بود / غیر را شمع شب تار نمیباید بود همه جا با همه کس یار نمیباید بود / یار اغیار دل آزار نمیباید بود تشنه ی خون من زار نمیباید بود / تا به این مرتبه خونخوار نمیباید بود من اگر کشته شوم باعث بد نامی توست موجب شهرت بی باکی و خود کامی توست دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد / جز تو کس در نظر خلق مرا خار نکرد آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد / هیچ سنگین دل بیداد گر این کار نکرد این ستمها دگری با من بیمار نکرد / هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد گر ز آزردن من هست غرض مردن من مردم، آزار مکش از پی آزردن من جان من سنگدلی، دل به تو دادن غلط است / بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است چشم امید به روی تو گشادن غلط است / روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است رفتن اولی است ز کوی تو، ستادن غلط است / جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست/عاشق بی سروسامانم و تدبیری نیست از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست/خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست/چه توان کرد؟پشیمانم و تدبیری نیست شرح درماندگی خود به که تقریر کنم؟ عاجزم، چاره ی من چیست؟ چه تدبیر کنم؟ نخل نو خیز گلستان جهان بسیار است/گل این باغ بسی، سرو روان بسیار است جان من، همچو تو غارتگر جان بسیار است/ترک زرین کمر موی میان بسیار است بالب همچوشکر،تنگ دهان بسیاراست/نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند قصد آزردن یاران موافق نکند مدتی شد که در آزارم و میدانی تو / به کمند تو گرفتارم و میدانی تو از غم عشق تو بیمارم و میدانی تو / داغ عشق تو به جان دارم و میدانی تو خون دل از مژه میبارم و میدانی تو / از برای تو چنین زارم و میدانی تو از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز از تو شرمنده ی یک حرف نبودم هرگز مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت / دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت گوشه ای گیرم و من بعد نیایم سویت / نکنم بار دگر یاد قد دلجویت دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت / سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت بشنو این پند و مکن قصد دل آزرده ی خویش ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش چند صبح آیم و از خاک درت شام روم؟ / از سر کوی تو خود کام به ناکام روم؟ صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم؟ / از پی ات آیم و با من نشوی رام روم؟ دور دور از تو من تیره سر انجام روم / نبود زهره که همراه تو یک گام روم کس چرا اینهمه سنگین دل و بدخو باشد؟ جان من، این روشی نیست که نیکو باشد از چه با من نشوی رام، چه میپرهیزی؟ / یار شو با من بیمار، چه میپرهیزی؟ چیست مانع ز من زار، چه میپرهیزی؟ / بگشا لعل شکربار، چه میپرهیزی؟ حرف زن ای بت خونخوار، چه میپرهیزی؟ / نه حدیثی کنی اظهار، چه میپرهیزی؟ که تورا گفت به ارباب وفا حرف مزن؟ چین بر ابرو زن و یکبار به ما حرف مزن؟ درد من کشته ی شمشیر بلا میداند / سوز من سوخته ی داغ جفا میداند مسکنم ساکن صحرای فنا میداند / همه کس حال من بی سر و پا میداند پاکبازم، همه کس طور مرا میداند / عاشقی همچو منت نیست، خدا میداند چاره ی من کن و مگذار که بیچاره شوم سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم از سر کوی تو با دیده ی تر خواهم رفت / چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت تا نظر میکنی از پیش نظر خواهم رفت / گر نرفتم ز درت شام، سحر خواهم رفت نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت / نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت از جفای تو من زار چو رفتم، رفتم لطف کن لطف که این بار چو رفتم، رفتم چند در کوی تو باخاک برابر باشم؟ / چند پامال جفای تو ستمگر باشم؟ چند پیش تو به قدر از همه کمتر باشم؟ / از تو چند ای بت بد کیش مکدر باشم؟ میروم تا بسجود بت دیگر باشم / باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم خود بگو کز تو کشم ناز و تغافل تا کی؟ طاقتم نیست از این بیش، تحمل تا کی؟ سبزه ی دامن نسرین تورا بنده شوم / ابتدای خط مشکین تورا بنده شوم چین بر ابرو زدن و کین تورا بنده شوم / گره ابروی پر چین تورا بنده شوم حرف نا گفتن و تمکین تورا بنده شوم / طرز محبوبی و آیین تورا بنده شوم الله، الله، ز که این قاعده آموخته ای؟ کیست استاد تو، اینها ز که آموخته ای؟ اینهمه جور که من از پی هم میبینم / زود خود را به سر کوی عدم میبینم دیگران راحت و من اینهمه غم میبینم / همه کس خرم و من درد و الم میبینم لطف بسیار طمع دارم و کم میبینم / هستم آزرده و بسیار ستم میبینم خرده بر حرف درشت من آزرده نگیر حرف آزرده درشتانه بود، خرده مگیر آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم / از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم / همه جا قصه ی درد تو روایت نکنم دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم/خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی، سهل است سوی تو گوشه ی چشمی ز تو گاهی سهل است

ولی من خوب یادمه، چون اون شب واسه منم فینال بوده... فینال یه رابطه ی چند ساله...
درسته که من نبردم ، مهم اینه که نباختم...
| Design By : shotSkin.com |
